تبليغاتX
پندار

پندار

وب نوشت ها

شاخه ای برای طوبی

دوستش می گفت دو روز پیشتر آمده بود برای خداحافظی! گفته بود خواب پدرش را دیده بود. پدر گفته بود بیا پیش من!!! و او حالا آمده بود تا با دوستش بدرود بگوید.

یک روز پسان یعنی یک روز پیش از سفر هم با دوست دیگرش رفته بود بر مزار پدرش. دعا بخواند. دعا خواند. علف های هرز را بچیند. آنجا را پاکیزه کند. کنار قبر پدرش را هم تمیز کرد. علف های هرز آنجا را چید. به دوستش که پرسید  چرا این جا را تمیز می کنی؟ با لحن مظلومانه ای که ازش در ذهن دارم جواب داده بود این جا جای من است. حتما نگاهش هم مانند همیشه خیره مانده بود یا با حرکتی آهسته با تبسمی که در چشمان پر دردش داشت از روی دوستش کنار رفت. این عادت همیشگی اش بود.

یک روز پسان یعنی یک روز پیش برای همیشه از پیش ما سفر کرد رفت پیش پدربزرگ یعنی پدرش.

یقین دارم حالا دیگر جایش آرام است کنار پدر. دیگر نه آن معلم مدرسه ی چهل و دو سه سال پیش می تواند آنقدر او را کتک بزند که سبب بیماری و ترس و شوک و سر او شود و نه آن مغرضین امر حق در حدود سی سی و یک سال پیش که او هنوز دختر زیبای نوزده ساله ای بیش نبود در جلوی چشمانش پدر و پدربزرگ را به سقف بُنه ببندند و بزنند و بخواهند که حقیقت را کتمان کنند و او با حقیقتی که در دل داشت بار دیگر مفهوم ترس و شوک و سر را میان جنگل انبو ه و تاریک روشنکوه تجربه کند و گریه کند و فریاد سر دهد تا پدر و پدربزرگ را رها کنند و با  او که دختری بیش نبود کاری نداشته باشند... یقین دارم حالا دیگر جایش آرام است کنار پدر و پدربزرگ...

و طوبی... مظلوم... معصوم و پاک...پاک از پیش ما رفت پیش پدربزرگم و پدربزرگش...

و طوبی که تا آخرین دم با بیماری ترس شوک و سر  با حقیقتی که در دل داشت پنجاه سال زیست. درد کشید و رفت به سفر... یقین دارم حالا دیگر جایش آرام است کنار پدر و پدربزرگ... دیگر از بیماری رنج نمی کشد... دیگر کابوس نمی بیند نمی ترسد و ... یقین دارم حالا دیگر جایش آرام است کنار پدر و پدربزرگ...

و حال با آنکه دلتنگ اویم تا باز بنشینم روبه رویش تا لیوان چای تازه دم را بگذارد جلویم و بنوشم و بگویم خاله طوبی دست بلاره دیگه نخارمه و باز چای تازه دم بگذارد جلویم و باز...  می گویم "وقت فرح و شادمانی ست" ... یقین دارم حالا دیگر جایش آرام است کنار پدر و پدربزرگ... روحش شاد...  

+ نوشته شده در  ساعت 1:28 PM  توسط **  | 

نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1