پیشترها که به هنگام کوه پیمایی کوهستان ها برف باریدن می گرفت و به دیدن به تماشا دلشاد بودم طنینی درونم را پر از تلاطم عاشقانه می کرد خودم نبودم ... برای مهرجوی آن سالها که هنوز بیست ساله هم نشده بود حالی عجیب هوایی غریب بود بودم... و امروز که دوباره برف باریدن گرفت به دیدن همان ترانه که هنگام از درون گام برداشت به سماء ام واداشت :
چاپ ۱۳۸۱
